ناهماهنگی

بیشتر فاندرها پوزیشنینگ رو مثل یه تغییر متن می‌بینن. تگلاین رو بازنویسی می‌کنی. هدلاین لینکدین رو آپدیت می‌کنی. حس می‌کنی کار انجام شده.

دو هفته پیش پوزیشنینگم رو آپدیت کردم. رابط تغییر کرد. سیستم نه. تگلاین جدید. بایو جدید. هوم‌پیج جدید. همه لایو. بعد سراغ فایل‌های قالب رفتم.

نسخه‌ی قبلی هنوز اون‌جا بود. کلش. هر پاراگراف، هر فرض، هر ارجاع قدیمی. بایو یه چیز می‌گفت. فایل‌ها یه چیز دیگه. مستنداتی که باید ماه‌ها پیش آپدیت می‌شدن، هنوز به زبان قدیمی حرف می‌زدن.

بایو

داستان جدید

تگلاین جدید لایوه. هوم‌پیج جدید لایوه. در سطح ظاهری، تازه به نظر می‌رسی.

فایل‌ها

داستان قدیمی

۵ قالب به آفر قدیمی ارجاع می‌دادن. ۳ مستند از نقطه‌دردهای قدیمی استفاده می‌کردن. بازار فقط هوم‌پیج تو رو نمی‌بینه؛ کل سیستم رو می‌بینه.

پوزیشنینگ تو چیزیه که توی بایوت می‌نویسی نیست؛ چیزیه که آدم‌ها همه‌جا، هر بار که به تو و کسب‌وکارت برخوردن، می‌بینن.
دو نسخه از یه فاندر، هر دو واقعی. هیچ‌کدوم کاملاً درست نیست.

سطح‌های پنهان

سطح‌هایی که زودتر از همه خراب می‌شن، اونایی هستن که یادت رفته وجود دارن.

سطح‌هایی که زودتر از همه خراب می‌شن اونایی هستن که یادت رفته وجود دارن: پرپوزال‌ها، مستندات آنبوردینگ، سکانس‌های ایمیل، کیس‌استادی‌ها، اسکریپت‌های فروش، پرامپت‌ها و فریمورک‌های داخلی. هر کدومشون سطحیه که بازار باهاش سروکار داره.

پرپوزال‌ها

ساختار آفر قدیمی

هنوز به ساختار آفر قدیمی ارجاع می‌دن. خریدار می‌خونه‌ش و داستانی متفاوت از هوم‌پیج تو می‌شنوه.

سکانس‌های ایمیل

پوزیشنینگ قبلی

موضوع‌ها، بدنه و CTAها همه برای پوزیشنینگ قبلی نوشته شدن. لیدهای جدید وارد یه گفتگوی قدیمی می‌شن.

کیس‌استادی‌ها

مخاطب قبلی

نقطه‌دردهای مخاطب قبلی. ICP تو جلو رفته، کیس‌استادی‌ها نه.

اسکریپت‌های فروش

ابجکشن‌های اشتباه

پاسخ به ابجکشن‌هایی که دیگه حلشون نمی‌کنی. اسکریپت داره سر جای اشتباه بحث می‌کنه.

پرامپت‌های داخلی

پوزیشنینگ قدیمی

ایجنت‌های LLM روی پوزیشنینگ قدیمی آموزش دیدن. هر خروجی به حالت قبلی برمی‌گرده.

پیتچ‌دک‌ها

داستان اشتباه

اسلایدی که می‌گه «ما X انجام می‌دیم» در حالی که الان Y انجام می‌دی. سرمایه‌گذارها و خریدارها ناهماهنگی رو متوجه می‌شن.

تا وقتی هر کدوم از اون سطح‌ها هنوز داستان قدیمی رو منتقل می‌کنن، بازار همچنان می‌تونه به نسخه‌ی قدیمی تو برخورد کنه.


شکست اعتماد

یه مشتریِ بالقوه بایو تو رو می‌خونه، داستان جدید. بعد یه پرپوزال قدیمی باز می‌کنه، داستان قدیمی. دو پیام متفاوت. هیچ‌کدوم کاملاً درست نیست.

این یه شروع تازه نیست؛ یه نشته. اینجا چیزیه که بیشتر فاندرها از دست می‌دن: هر ناهماهنگی باعث می‌شه یه لید مجبور بشه دو نسخه از واقعیت رو با هم هماهنگ کنه. این اصطکاک شناختی اعتماد رو فرسایش می‌ده. بیشتر خریدارها این کار رو نمی‌کنن؛ فقط می‌گذرن.

اصطکاک شناختی

دو نسخه برای هماهنگی

هر سطحی که با سطح دیگه اختلاف داره، یه تکه کار کوچیکه که خریدار باید برای فهمیدن تو انجام بده. بیشترشون انجام نمی‌دن.

نشت اعتماد

هیچ‌کدوم کاملاً درست نیست

خریدار ناهماهنگی رو حس می‌کنه حتی اگه نتونه اسمش رو بذاره. می‌گذره و می‌ره. تو هیچ‌وقت نمی‌فهمی چرا.


راه‌حل در سطح سیستم

فکر نکن باید بری تک‌به‌تک فایل‌ها رو چک کنی. فکر کن: هر سطحی که پوزیشنینگ رو خروجی می‌ده رو نقشه کن. بعد ببین هر سطح هنوز کدوم نسخه رو اجرا می‌کنه.

هر سطحی که پوزیشنینگ تو رو خروجی می‌ده نقشه کن: وب‌سایت، بایو، پرپوزال‌ها، مستندات آنبوردینگ، سکانس‌های ایمیل، کیس‌استادی‌ها، اسکریپت‌های فروش، پرامپت‌ها، پیتچ‌دک‌ها. هر کدوم رو آپدیت کن تا کل سیستم همون حالت رو منتشر کنه.

یه بعدازظهر وقت می‌بره. جذاب نیست. ولی تنها چیزی که واقعاً داستان تو رو عوض می‌کنه همینه.

۱

همه سطح‌ها رو لیست کن

همه جاهایی که پوزیشنینگت اون‌جا زندگی می‌کنه. وب‌سایت، بایو، پرپوزال‌ها، دک‌ها، سکانس‌ها، اسکریپت‌ها، کیس‌استادی‌ها، پرامپت‌های داخلی.

۲

نسخه رو چک کن

برای هر سطح: هنوز کدوم حالت رو خروجی می‌ده؟ جدید یا قدیمی؟ اونایی که اختلاف دارن رو علامت بزن.

۳

آپدیت کن تا هماهنگ بشن

هر سطح ناهماهنگ رو بازنویسی کن تا کل سیستم یه داستان واحد منتشر کنه. یه بعدازظهر. تنها چیزی که واقعاً جواب می‌ده.

بایو اولین ایست بازرسیه، نه خط پایان. پوزیشنینگ زیرساخته، نه تزئین.


پوزیشنینگ زیرساخته، نه تزئین.

همه سطح‌ها رو نقشه کن. نسخه هر کدوم رو چک کن. آپدیت کن تا هماهنگ بشن. یه بعدازظهر کافیه برای درست کردن چیزی که ماه‌ها فقط آپدیت کردن بایو نتونست.

درباره سشن به‌عنوان محتوا بخوان