مغز دوم دقیقاً چیه

بدون اصطلاحات. بدون SaaS. بدون وابستگی به فروشنده. مغز دوم یه پوشه از یادداشت‌های متنی ساده‌ست که یه مدل زبانی می‌تونه بخونتش.

کار رو انجام می‌دادم. هیچ‌وقت درباره‌ش پست نمی‌ذاشتم. این مشکل دو ساله‌ی من بود. هر سه‌شنبه یه سشن ساخت رو تموم می‌کردم، به کار نگاه می‌کردم، فکر می‌کردم باید درباره‌ش پست بذارم و نمی‌ذاشتم. دلیل همیشه یکی بود: نمی‌دونستم چی پست بذارم، نمی‌دونستم از کجا شروع کنم و تا چهارشنبه رفته بودم سراغ چیز بعدی.

الگو

هر ایده یه صفحه می‌گیره

هر صفحه frontmatter داره. هر صفحه با ویکیلینک به صفحه‌های دیگه وصل می‌شه. لینک‌ها یه گراف می‌سازن. همون گراف مغزه. مدل کانتکست می‌گیره.

نتیجه

پست‌هایی که شبیه خودتن

وقتی مدل کانتکست داشته باشه، پستی می‌نویسه که بقیه‌ی ذهن تو رو می‌شناسه. پست یه توییت کلیشه‌ای نیست. پست یه نمونه از طرز فکر توئه.

مغز دوم یه پوشه‌ست؛ فایل‌های Markdown که به هم وصلن. ابزار مهم نیست. پوشه مهمه.


معماری ۴ فایلی

موتور محتوا ۴ فایله. کل سیستم همینه. اگه سیستم تو ۴۰ فایل باشه، اون وقت یه سیستم داری، نه یه ابزار.

~/.config/opencode/
├── opencode.jsonc          (registers the skill + command)
├── .env                    (X / LinkedIn API keys, chmod 600)
├── skill/geogent-content/
│   └── SKILL.md            (the system spec, auto-injected into every session)
└── command/
    └── post.md             (the /post slash command)

بقیه‌ی چیزها تو vault زندگی می‌کنن. در پایان هر سشن /post رو اجرا می‌کنم. این دستور اسلش آخرین لاگ سشن رو می‌خونه، ۱۰ صفحه‌ی استراتژی رو می‌خونه و ۲ تا ۳ پست پیش‌نویس می‌کنه. پیش‌نویس‌ها تو content/queue/ قرار می‌گیرن. پوشه رو باز می‌کنم، یکی رو انتخاب می‌کنم و منتشرش می‌کنم.

سیستم پیش‌نویس می‌سازه. من تصمیم می‌گیرم. مدل نویسنده‌ست. من ویراستارم. مرز همون صفه.


درخت تصمیم

سخت‌ترین بخشِ «اینو پست بذارم یا نه» نوشتنش نیست؛ نوعشه. این پست از جنس انتشاره؟ درسه؟ تصمیمه؟

Did something ship?
  YES → Ship Announcement
  NO  → Was there a decision?
          YES → Decision Post
          NO  → Was there a lesson?
                  YES → Today I Learned
                  NO  → Milestone?
                          YES → Vision / Big Picture
                          NO  → Dev Log

این درخت یه رویه‌ی تصمیم با ۷ گره‌ست. لاگ سشن رو می‌گیره و یه نوع واحد برمی‌گردونه. اون نوع، ساختار رو تعیین می‌کنه؛ ساختار صدا رو؛ صدا هم خودِ پست رو.

این همون روشِ پست ستونیه، فقط در یه جمله: یه تکه کار به چند تکه محتوا تبدیل می‌شه که همه از یه منبع نمونه‌برداری شدن.


آزمون کیفیت مستقل

نسخه‌ی اول تو یه نشست ۲۵ پیش‌نویس X ساخت. نصفشون بی‌معنی بود. راه‌حل ۴ تا بررسیه که هر پیش‌نویسی باید پاس کنه.

۵ث

آزمون ۵ ثانیه‌ای

یه غریبه تو ۵ ثانیه می‌تونه یه ایده ازش بیرون بکشه. اگه نتونه، پست شکست خورده. خواننده نمی‌دونه تو کی هستی.

۰

آزمون بدون پیش‌زمینه

پست نیازی به خوندن پست‌های قبلی نداره. هیچ «همون‌طور که دفعه‌ی قبل گفتم»ی. پست تنها کانتکستیه که خواننده داره.

۱

آزمون ارزش بدون من

«من» رو با اسم یه غریبه عوض کن. پست بازم کار می‌کنه. بینش جهانیه، نه شخصی.

۴

آزمون توضیح برای یه دوست

پست رو می‌شه تو یه کافه تعریف کرد بدون اینکه «باید اون‌جا می‌بودی». بازگویی، آزمون شفافیته.

پیش‌نویسی که یه بررسی رو رد کنه، قابل درسته. اونی که ۲ تا یا بیشتر رو رد کنه، تیکه‌شکسته‌ست؛ بندازش دور. سیستم این آزمون رو روی هر پیش‌نویسی قبل از ورود به صف اجرا می‌کنه؛ اونایی که رد می‌شن اصلاً به صف نمی‌رسن. صف تمیز می‌مونه.


مدل ۳ پلتفرمی

X، LinkedIn و بلاگ. هر کدوم یه نقش دارن. بلاگ منبع حقیقته.

سطح سریع

X

۲۸۰ کاراکتر. ۱ تا ۳ پست در هر سشن. ایده‌ها رو سریع تست می‌کنه. لایه‌ی سرعته.

سطح میانی

LinkedIn

۱۳۰۰ تا ۳۰۰۰ کاراکتر. ۱ تا ۲ پست در هفته. حالت داستانی. به سازنده‌ها و فاندرها می‌رسه. لایه‌ی دیده‌شدنه.

سطح عمیق

بلاگ

۱۰۰۰ تا ۲۵۰۰ کلمه. ۱ پست در هر ۱ تا ۲ هفته. ستون. منبع حقیقت. لایه‌ی عمقه.

بلاگ منبع حقیقته. X و LinkedIn نمونه‌هایی از بلاگن. وقتی یه پست ستونی می‌نویسم، سیستم ۳ زاویه برای LinkedIn و ۵ تا ۱۰ بینش اتمی برای X نمونه‌برداری می‌کنه. نمونه‌ها محتوای جدید نیستن؛ عصاره‌ان.


استک

کل موتور روی زیرساختی اجرا می‌شه که از قبل داشتم. بدون SaaS جدید. بدون اشتراک جدید. بدون کارت اعتباری جدید.

رایگان

استک پایه

Obsidian. opencode. فایل‌سیستم. Cloudflare Pages. همه رایگان. همه روی زیرساختی که از قبل داری. تنها چیزی که هزینه داره خود مدله.

۰ دلار در ماه

مسیر دستی

بدون X API، بدون LinkedIn API. پیش‌نویس‌ها تو صف می‌مونن. خودت دستی کپی-پیست می‌کنی. سیستم بدون API هم کار می‌کنه. هزینه‌ش صفره.

۱۰۰ دلار در ماه

مسیر API

پلن پایه‌ی X API + LinkedIn API اختیاری. پیش‌نویس‌ها خودکار منتشر می‌شن. هم‌هزینه‌ی یه پست LinkedIn آژانسی در ماه. همین عدم تقارنه که استراتژیه.


ساخت در ۲۴ ساعت

سیستم متن‌بازه. اون ۴ فایل، ۴ فایل Markdown ان. کل چیز تو یه بعدازظهر قابل بازسازیه.

۰۱

ساعت ۱: vault یه Obsidian vault راه بنداز. ۴ پوشه: entities/، concepts/، summaries/، raw/. ۵ صفحه درباره‌ی کارت بنویس. با ویکیلینک به هم وصلشون کن. مدل به گراف نیاز داره.

۰۲

ساعت ۲: صفحه‌های استراتژی ۴ صفحه بنویس: استراتژی محتوا، لحن صدا، انواع محتوا و چشم‌انداز پایه. این‌ها صفحه‌هایی‌ان که مشخص می‌کنن سیستم چی پست بذاره. اگه نتونی اسپک رو بنویسی، مدل هم نمی‌تونه پیش‌نویس کنه.

۰۳

ساعت ۳: دستور اسلش opencode رو نصب کن. یه SKILL.md بساز. یه دستور /post بساز و وصلش کن که vault رو بخونه، صفحه‌های استراتژی رو بخونه، درخت تصمیم رو اجرا کنه و پیش‌نویس‌ها رو به پوشه‌ی صف خروجی بده. با یه سشن فیک تستش کن.

۰۴

ساعت ۴: اولین پست واقعی یه سشن کاری واقعی انجام بده. در پایان /post رو اجرا کن. پیش‌نویس‌ها رو بخون. آزمون کیفیت مستقل رو اجرا کن. بهترین رو انتخاب کن. منتشرش کن. سیستم الآن اولین پستش رو تولید کرده.

اولین پست بی‌نقص نخواهد بود. دومی بهتره. دهمی کاملاً با صدای خودت هم‌خون می‌شه. پنجاهمیش یه کتابخانه‌ست. سیستم سود مرکب می‌ده.


نقطه‌ی فرود

کل موتور محتوا ۴ فایل Markdown و کل ورک‌فلویه یه دستور اسلش. کل خروجی هم صفی از پیش‌نویس‌هاست که تو تأییدشون می‌کنی.

مدل

نویسنده

مدل تو نوشتن خوبه؛ توی تصمیم‌گیری اینکه چی بنویسه، بده. تصمیم با توئه. سیستم تصمیم‌گیری رو از دوشت برمی‌داره. نوشتن روی خلبان خودکاره.

تو

ویراستار

تصمیم بگیر چی منتشر بشه. سیستم پیش‌نویس‌ها رو صف می‌کنه. تو تأیید می‌کنی. مرز همون صفه. تصمیم با توئه.

اگه تا حالا پست نمی‌ذاشتی، همون ۴ فایل رو بساز. اون ۴ فایل سیستم هستن. سیستم پسته. پست مخاطبه. مخاطب هم اهرمه.


اون ۴ فایل سیستم هستن. سیستم پسته. پست مخاطبه.

متن‌باز روی GitHub. نصب DFY با ۹۹۰ دلار. اولین پست بی‌نقص نیست. پنجاهمی یه کتابخانه‌ست. همون ۴ فایل رو امروز بساز.

مخزن SpielOS رو کلون کن